در فاصله کوتاه شادی و غم میخندم و فکر میکنم کلی کار نکرده و کتاب نخوانده و ماجرای ننوشته هست. فکرش را نمیکردم که هیچ حوصلهی تو را نداشته باشم. تو که اصرار داشتم باشی، بمانی، نروی و این حرفها. ادم عوض میشود. دیشب به پ گفتم هیچمشکلی نیست امیدوارم خوب زندگی کنی چه با من چه بیمن.
برچسب: نویسنده: دانیال امینی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 20:46
شاید باید ساده تر بگیرم. این هم یک جور بازی است. کار خودم را بکنم. جدی نگیرم. منظورم درس و مشق و رابطه است. نمی دانم. از اداره برگشتم املت خوردم. خوابیدم، یوگا کردم، عدس پلو پختم، باید کار کنم، دوش بگیرم، بخوابم. ده روز تعطیل لازم دارم. ده روز کاملا تعطیل.
برچسب: نویسنده: دانیال امینی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 20:46